حسن حسن زاده آملى
80
هزار و يك كلمه (فارسى)
اعراض عين تبدّل در عرضيّات است و تبدّل در عرضيّات به مقتضاى حمل عين تبدّل در معروضات جوهريه است ، فتدبّر . 18 - دليل ديگر بر حركت در جوهر طبيعى ، برهان « اتحاد عرض با موضوع » است . در بيان آن گوييم : برهان اتحاد عرض با موضوع ، بنفسه برهانى قويم الأركان در اثبات حركت جوهر طبيعى است . اين برهان را حكيم آقا على مدرّس ( رضوان اللّه عليه ) در كتاب شريف بدائع الحكم تقرير فرموده است . آن جناب پس از نقل قاعدهاى عرشى از صدر المتألهين در تركيب طبيعى امرى از دو چيز كه جوهر بودن يكى متيقّن و ديگرى مشكوك است ، چگونه بايد دانسته شود كه مشكوك جوهر يا عرض است گويد : بدان كه جمهور اولياى حكمت بر آنند كه در ميان اجزاى مركّب حقيقى افتقارى بايد تا ارتباطى متحقق بود ، و افتقارى كه از يك طرف باشد همچون افتقار عرض به موضوع كافى نباشد ؛ زيرا كه به اتفاق تركيب عرض با موضوع تركيب حقيقى نبود پس ارتباط و افتقار بايد از هر دو طرف باشد لكن به وجهى كه مستلزم دور نباشد ، يعنى جهت افتقار مختلف باشد همچون افتقار تشخص و تعيّن صورت شخصيه كه عين وجود او بود به هيولى ، و افتقار ذات هيولى به طبيعت صورت نه به شخصى متعيّن از صورت . و صورت به وجود شخص مباين بود با هيولى و حالّ بود در او ، و به حسب نوع شريك علّت هيولى باشد ، و واحد بالعموم در اين موضوع جايز بود كه علّت شود واحدى بالخصوص را ؛ زيرا كه طبيعت صورت كه واحد بالعموم بود اگر چه به انفراد نتواند كه علّت هيولى باشد كه واحد بالخصوص باشد ، زيرا كه به بداهت عقل هر علّت از معلول خود به وجود اقوى بود ، لكن از آنجا كه اين واحد بالعموم محفوظ بود به واحدى بالخصوص كه عقل فعّال متصرّف در كائنات باشد ، تواند كه علّت هيولى شود . و اين مطلب در نظر حق بين صدر الحكماء و المتألّهين ( قدس سرّه ) خالى از قصور نباشد ؛ زيرا كه مركّبات حقيقيّه را تا وحدتى حقيقيه نباشد كه به آن وحدت مندرج شوند در تحت يكى از